تبلیغات
تضاد عقائد اهل سنت با وهابیت!!

نظر مذاهب اربعه در مورد زیارت قبور

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/12/13-12:15 ب.ظ


1- شافعی
امام شافعی در کتاب الام:
زیارت قبور اشکالی ندارد، مالک از ربیعه بن ابی عبدالرحمن از ابو سعید خدری خبر داده است که رسول خدا فرمود: در گذشته شما را از زیارت قبور نهی می کردم ولی اکنون آن را زیارت کنید.
الام ج 1ص278 باب القول عند دفن المیت.

2- حنبلی
 امام احمد بن حنبل در مسند خود در باب مسند علی بن ابی طالب احادیث جواز زیارت قبور را از پیامبر نقل می کند.
ابن قدامه مقدسی حنبلی در کتاب المغنی این مطلب را تصریح کرده که زیارت قبور هم برای مردان و هم برای زنان جائز می باشد.
المغنی ج2 ص 565تا 570

3- حنفی
شرنبلانی در مراقی الفلاح که آن را بر اساس نظرات ابوحنیفه جمع آوری کرده می گوید:
زیارت قبور هم برای مردان و هم برای زنان جائز است، بعضی گفته اند زیارت برای زنان حرام است ولی اصح این است که رخصت زیارت قبور هم برای مردان و هم برای زنان جائز است پس برای زنان هم مستحب است. بعد از این شروع می کند به بیان مستحبات و آداب زیارت.
مراقی الفلاح ج 1 ص233. مکتبه الشامله

4- مالکیه
کتاب "موطّا "  مالک  که از اهمیت والایی در بین اهل سنّت برخوردار است و به همین جهت شرح های متعددی بر آن نگاشته شده، حاوی نظرات این رهبر سنّی مذهب است که بر مبنای روایات منسوب به رسول الله (صلّی الله علیه وآله) ذکر شده است. از دیدگاه علمای این مذهب زیارت قبور نه تنها جایز، بلکه مستحب است و در این زمینه اجماع علما نیز مورد پذیرش آنان است..
 





مراسم عجیب و خنده دار وهابیت

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/22-02:10 ق.ظ

[http://www.aparat.com/v/7c0cc9f9cf7f212013b51affdc0ddc68124822]

این مراسم که می بینید توسط یکی از بزرگان وهابی در عربستان اجرا می شود. جالب این است که وهابیت سائر مسلمان ها را متهم به خرافات می کنند.




نمونه هایی از اختلاف وهابیت با مذاهب اربعه:

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/20-01:27 ب.ظ


1- زیارت قبرانبیاء و اولیاء وسفر به قصد زیارت:
وهابیت: حرام است.
مذاهب اربعه: بالاترین ثواب  برای زیارت قبر نبی ومسافرت به قصد زیارت قبر نبی می باشد.

2- تکفیر
وهابیت: محمد بن عبدالوهاب معتقد بود که تمام اعمال مسلمانان به حد شرک رسیده است وهرکس نظر او را قبول نمی کرد تکفیر می کرد.
امام ابو حنیفه: تکفیر اهل قبله جائز نیست.

3- سوگند دادن خداوند به حق مقام اولیاء:
وهابیت:حرام وموجب شرک است.
احناف وشوافع:این امر مکروه است وموجب شرک نمی شود.

4- کسی که شهادتین را گفته ولی بدان عمل نکرده است:
وهابیت:مشرک است وخون ومال او حلال است.
مذاهب اربعه: مال وخونش محفوظ ومحترم است.

 




سخنان عالم بزرگ حنفی

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/16-01:59 ب.ظ

اینکه می بینید من وهابیت را نقد می کنم بخاطراحساس خطری است که از ترویج روز افزون وهابیت در میان اهل سنت می کنم.
این فرقه بصورت خزنده میان اهل سنت نفوذ می کند و اعتقادات اصیل اهل سنت همچون شفاعت و زیارت پیامبر اکرم (ص) و اولیا و اصحاب کرام حضرت را شرک می دانند
، این در صورتی است که از زمان صحابه عظام تاکنون همواره مسلمانان به زیارت پیامبر(ص) رفته و آن را واسطه حاجات خود قرار می داده اند و روایاتی نیز دلالت می کند این کار صحیح است اما وهابی ها آن را شرک دانسته و حاجیان وزائران را از لمس ضریح آن بزرگوار منع می کنند.

 




ابن حجر هیثمی و گمراه دانستن ابن تیمیّه

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/16-01:31 ب.ظ

ابن حجر مکّی متوفای 974ه.ق، از علمای بزرگ مذهب شافعی، درباره ابن ­تیمیّه می­نویسد:

«ابن­ تیمیّة عبدٌ خَذَلَهُ الله تعالى وأَضَلَّهُ وأَعماهُ وأَصَمَّه وأدله وبذل، صرَّح الأئمة الذین بَیَّنوا فسادَ أحواله وكِذبِ أقواله...وأهل عصرهم وغیرهم من الشافعیّة والمالكیّة والحنفیّة... والحاصل أن لا یقام لكلامه وزنٌ بل یرمى فی كل وعز وحزن، یعتقد فیه إنه مبتدعٌ ضالٌّ ومُضِلّ جاهلُ غال ، عامَلَهُ الله تعالى بِعَدلِه وأجارَنا من مثل طریقتِهِ وعَقیدَتِهِ.»[1]

«خدا او را خوار، گمراه، کور و کر گردانیده است و پیشوایان اهل­سنّت و معاصرین وی از شافعی­ها، مالکی­ها و حنفی­ها بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند... سخنان ابن تیمیّه فاقد ارزش بوده و او فردی بدعت­گذار، گمراه و گمراه­ کننده و نامتعادل است، خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شرّ عقیده و راه و رسم وی حفظ نماید.»

این عبارات به طور روشن، نظر علمای مذاهب مختلف اسلامی را نسبت به ابن­تیمیّه و انحرافات وی روشن می­سازد.

وی همچنین می نویسد:

«کسی که می­خواهد از آن اطلاع پیدا کند، بر او لازم است که به کلام امام مجتهد، که بر جلالتش و رسیدن به مرتبه­ی اجتهادش اتفاق وجود دارد، یعنی تقی­ الدّین سبُکی و فرزندش تاج و شیخ امام عزّ بن عبدالسلام و معاصرین او از علمای شافعی ، مالکی و حنفی مراجعه کرده و نوشته‌های آنها را مطالعه کند.

او کسی بود که علاوه بر اعتراض بر بزرگان صوفیه بلکه بر امثال عمر بن الخطاب و علی بن ابیطالب رضی الله عنهما ، اعتراض نمود.حاصل این که کلام او هیچ ارزشی ندارد بلکه با کمال تأسّف به دور انداخته می­شود و اعتقاد ما درباره او این است که او بدعت­گذار و گمراه و گمراه کننده و جاهل و اهل غلوّ است

خداوند به او به عدالتش رفتار کند و ما را از مثل روش و عقیده و کردارش ،مصون دارد... از برخی سلف خبر داده شده که نزد او یادی از علی بن ابیطالب رضی الله عنه شد، او گفت: هفده مورد اشتباه کرده است. ای کاش می­دانستم اگر به گمان تو ،علی اشتباه کرده است پس از کجا صواب به دست تو رسیده است؟! »[2]



[1] ابن مرزوق، التوسل بانبی وجهلة الوهابین ص234

[2] ابن حجر هیثمی، الفتاوی الحدیثیه ص144




محمدبن عبدالوهاب از دیدگاه احناف

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/15-07:05 ب.ظ

مولوی محمد یوسف حسین پور:
فتوای امام ابوحنیفه این است که برای هیچ یک از اهل قبله نباید فتوای کفر وشرک داد،ولی بعد از اینکه آرای گوناگونی گذشت وقرون متمادی سپری شد

در اوائل قرن دوازدهم شخصی به نام محمد بن عبدالوهاب در نجد متولد شد وبرای فراگیری علمو دانش در اصفهان، شیراز وحتی در مشهد وعربستان که البته مولدش نیز بوده ودر عراق ودر شام رفت وآمد می کند.
او می گوید بیشتر فنون جنگی ومبارزه گری را در ایران یاد گرفته.
این شخص در سرزمین نجد پیدا شد وفکر می کرد که مذاهب اسلامی به انحراف کشیده شده اند وبدعتهایی در دین به وجود آمده است وباید اصلاح شود.
او در نحوه اصلاحش به قتل وخونریزی هم متوسل می شد.
عقیده ما احناف راجع به این شخص این است که محمدبن عبدالوهاب از متشکلین است واز نحوه عملکردش چنین بر می آید که او در عقیده دچار انحراف شده تا حدی که می توان برای او فتوای کفر صادر کرد واورا کافر دانست.

 

 


ادامه مطلب


کتاب «تضاد عقائد حنفیت با وهابیت»

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/14-01:10 ب.ظ


این کتاب شامل مجموعه مقالات وگفتار آقایان: مولوی کاشانی، مولوی عبدالرحمان چابهاری، مولوی محمد یوسف حسین پور و مولوی مقیمی است.

در این کتاب عقائد احناف در مورد دعا، زندگی پس از مرگ، توسل، علم غیب و... مطرح شده ودر تمامی این مطالب اثبات شده که نظر احناف مغایر با نظر وهابیت می باشد.




نظر قاضى شافعى دمشق درباره ابن­ تیمیّه

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/14-12:46 ب.ظ

ابن حجر عسقلانى از علماء بزرگ اهل سنّت مى­نویسد: «وقتی خبر به قاضی شافعی رسید «که برخی از افراد نزد ابن‌تیمیّه رفت و آمد می­کنند»گفت: اگر به خاطر کفری که از وی ثابت شده، کشته نشود، حداقل باید نسبت به وی سخت­گیری شود. آنگاه دستور داد وی را به زندان انفرادی منتقل کنند.

پس از آن قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلان كنند كه:

«من اعتقد عقیدة ابن تیمیّة حلّ دمه وماله».

«هر كس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، خون و مالش حلال است.»

و این اعلامیّه را توسط یکی از علمای بزرگ اهل‌سنّت به نام «شهاب محمود» در مسجد جامع دمشق قرائت کرد که به دنبال آن حنبلی­ها و افراد دیگری که در معرض اتّهام بودند، جمع شدند و اعلام کردند که ما بر مذهب و عقیده­ی امام شافعی هستیم.»
ابن حجر عسقلانی، الدررالکامنه،ج1ص147

 

 




ریشه های فکر سلفی وهابی(2)

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/12-10:39 ب.ظ

حجاج بن یوسف
وی گفته هایش گستاخانه تر از مروان است زیرا قبر پیامبر را چوب ها واستخوان های پوسیده خواند واز زائرین قبر شریف خواست به جای زیارت قبر حضرت از قصر عبدالملک دیدار کنند، چون که عبدالملک -نعوذبالله-بهتر وبرتر از رسول اعظم است.
مبرد روایت می کند:روزی حجاج در کوفه خطبه خواند وبه کسانی که قبر حضرت رسول(ص) را زیارت می کردند این گونه خطاب کرد:ای زیان کاران، شما به دور چوب ها وسنگ های پوسیده می گردید، چرا قصر امیرالمومنین عبدالملک را طواف نمی کنید؟ آیا نمی دانید که خلیفه فرد بهتر از فرستاده اوست؟
الکامل ج1ص185
ذهبی در مورد حجاج می گوید:حجاج بسیار ستمگر، خون ریز،دشمن اهل بیت،ناپاک و...بود.او عبدالله بن زبیر را در کعبه محاصره کرد وکعبه را بامنجنیق سنگ باران کرد واهل حرمین را خوار وذلیل گرداند، از این رو ما به او دشنام می دهیم ودوستش نمی داریم.
سیر اعلام النبلاءج4ص343





نظر ذهبی در مورد ابن تیمیه

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/12-09:23 ب.ظ

یقینا ابن تیمیه نیکان وپاکان عالم اسلام را خوار نمود،واکثر پیروانش پیروی کورکورانه از او داشتند وافرادی سبک عقل وعوامانی بسیار دروغگو وکند ذهن ونادان وبسیار حیله گرند.
طبقات الشافعیة الکبری،ج10ص308




ریشه های فکر سلفی وهابی(1)

نویسنده :عبد الحمید
تاریخ:1390/11/12-03:10 ق.ظ

اولین بار مروان حکم اموی وحجاج بن یوسف ثقفی تبرک وتوسل وزیارت را حرام شمردند:

مروان حکم کسی است که با سنگ خواندن قبر پیامبر به ایشان گستاخی کرد وابوایوب انصاری را از زیارت قبر شریف آن حضرت وتبرک بدان باز داشت.

حاکم نیشابوری از داودبن صالح روایت می کند که روزی مروان مردی را دید که صورتش را بر قبر پیامبر گذاشته بود.مروان گردن وی را گرفتوگفت:می دانی که جه کار می کنی؟مرد رو به مروان کرد، ناگهان مروان با ابوایوب انصاری مواجه شد، ابوایوب گفت:بله به دیدار سنگ نیامده ام به دیدار رسول خدا آمده ام. از رسول خدا شنیدم که می گفت: بر دین خدا نگریید زمانی که اهل دین متولیانش باشند؛اما بگریید بر دین زمانی که نااهلان متولیانش باشند.

علامه امینی در کتاب الغدیر می فرماید:این حدیث بیان کننده آن است که منع توسل به قبور پاکان دین از بدعت های امویان بوده است.








Admin Logo
themebox Logo